انعکاس ایلام
  • اینستاگرام
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ۴۰۴
  • به زودی​
انعکاس ایلام
  • اینستاگرام
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ۴۰۴
  • به زودی​
عظیم پیرانی

چترِ همدلی زیر باران؛ از ایلام تا هرمز ایستاده‌ایم

نه سرمای هوا و نه بارش تند باران، هیچ‌کدام مانع خلق یک رویداد باشکوه و حضور خیابانی مردم نمی‌شد، مردمی که شانه به شانه هم، از کودک خردسال تا پیرمرد عصا به دست تصویری ماندگار از هم‌صدایی زیر چترهای خیس به ثبت رساندند.
اردیبهشت ۶, ۱۴۰۵
29 بازدیدها
چاپ
0 دیدگاه ها

​

باران آرام می‌بارید و خیابان‌های منتهی به میدان آیینی ۲۲ بهمن، گام‌به‌گام از حضور مردم لبریز می‌شد.

هر چهره، داستانی با خود داشت… مادری که دست کودکش را چسبیده بود، پدری که فرزندش را بر دوش گرفت، سالمندی که با عصا گام برمی‌داشت و نوجوانی که پرچمی خیس در دست گرفته بود، همه برای ایران آماده بودند.

آنچه این شب را ساخت، همین آواها و گفت‌وگوهای ساده مردم بود.

جمعیت که بیشتر می‌شد، صداها در هم می‌آمیخت؛ گاهی همخوانی شعار «الله اکبر» اوج می‌گرفت و گاهی طنین «جانم فدای رهبر» از حنجره کودکان در میان جمعیت شنیده می‌شد.

پیرمردی که کنار نرده‌ها ایستاده و به جمعیت نگاه می‌کرد، آرام گفت: «دیدن این همه آدم کنار هم، دل انسان را گرم می‌کند.»

باران از شب پیش نوید آمدن داده بود، ریز و پیوسته، گویی خود نیز مشتاق دیدار این جمعیت بود.

نزدیک ساعت ۲۱، وقتی نخستین گروه‌های مردمی پا به خیابان‌ها گذاشتند، هنوز قطره‌ها آرام بر سنگ‌فرش‌ها می‌لغزید.

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

هرچه بر انبوه جمعیت افزوده می‌شد، جلوه حضورشان بر نم‌نم باران چیره می‌گشت و خیابان‌ها سیمایی تازه به خود می‌گرفتند؛ چهره‌ای که تنها در روزهای خاص، روزهایی که دلِ شهر بیدار می‌شود، می‌توان دید.

مادران، گوشه چادرهای نمدارشان را محکم گرفته بودند و دست کودکشان را، کودکی که گاه به آسمان می‌نگریست و گاه به جمعیتی که از هر سو به سمت میدان روانه بود.

نوجوانان با پرچم‌هایی که از نم باران سنگین شده بود، پرتحرک، مشتاق و بی‌قرار، گویی بخشی از باد بودند.

پدرانی که کودکان را بر دوش داشتند، هر گام‌شان را آرام اما استوار برمی‌داشتند.

این حضور، فراتر از یک راهپیمایی ساده بود؛ باوری بود که از دل‌ها می‌جوشید و به خیابان‌ها می‌ریخت.

«مواظب باش، زمین لیز است.» این را مادری جوان به دختر خردسالش می‌گوید.

چادرش از باران خیس شده اما دست کودک را محکم گرفته است.

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

دخترک با کلاه صورتی‌اش، میان جمعیت با تعجب به اطراف نگاه می‌کند و می‌پرسد: «مامان، چرا این‌قدر آدم آمده؟» مادر لبخند می‌زند و پاسخ می‌دهد: «چون مردم دوست دارند کنار هم باشند.»

چند گام آن‌طرف‌تر، مردی جوان پسر کوچکش را بر دوش گرفته است، کودک با هیجان به پرچم‌هایی که در باد تکان می‌خورند نگاه می‌کند و با صدای بلند می‌گوید: «بابا، من هم پرچم می‌خواهم!» پدر می‌خندد و می‌گوید: «همین که بالای سر من هستی، خودش یک پرچم است.»

در گوشه‌ای از مسیر، چند نوجوان گرد هم ایستاده‌اند.

پرچمی بزرگ در دست یکی از آن‌هاست و باران بر صورتشان می‌چکد.

یکی از آن‌ها که حدود هفده‌ساله به نظر می‌رسد، می‌گوید: «باران هم بیاید مهم نیست… ما هر شب می‌آییم.» دوستش حرف او را کامل می‌کند: «اصلاً با باران قشنگ‌تر هم شده است.»

کمی جلوتر، سالمندی با پالتوی تیره و عصا در دست، آرام حرکت می‌کند.

قدم‌هایش آهسته اما نگاهش استوار است. وقتی از او می‌پرسیم چرا با وجود باران آمده، لحظه‌ای مکث می‌کند و می‌گوید: «این شب‌ها برای ما خاطره است، تا وقتی توان داشته باشم، می‌آیم.»

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

در همان نزدیکی، زنی میانسال که با دو فرزند نوجوانش راه می‌رود، می‌گوید: «خواستم بچه‌ها هم این فضا را ببینند.

بعضی چیزها را باید از نزدیک حس کرد.» پسر نوجوانش که کنار او قدم می‌زند، با نگاه به جمعیت اضافه می‌کند: «آدم وقتی این همه جمعیت را می‌بیند، حس عجیبی پیدا می‌کند.»

باران لحظه‌ای تندتر می‌شود و قطره‌ها بر پرچم‌ها و شانه‌های مردم می‌نشینند.

مردی که کنار خیابان ایستاده و به جمع می‌نگرد، زیر لب می‌گوید: «این باران انگار حال و هوای امشب را کامل‌تر کرده است.»

در میدان، جمعیت چنان در هم تنیده بود که تشخیص آغاز و پایانش دشوار بود؛ همچون رودخانه‌ای خروشان که از کوهستان‌های دور آمده و اکنون آرام اما پرقدرت، از میان شهر می‌گذرد.

طنین صدای مردم بر سطح خیس خیابان‌ها می‌نشست و به آسمان برمی‌خاست.

هم‌زمان با شدت گرفتن دوباره باران، شوری تازه در جمع می‌افتاد.

شعارهای حماسی و استکبارستیز که در میان جمعیت تکرار می‌شد، به فضای شهر رنگی آیینی می‌بخشید.

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

یکی از بانوان، با چتری نیمه‌باز، با لبخند گفت: «باران امروز همراه ماست، نه در برابر ما.»

چهره‌ها خیس می‌شد، اما لبخندها پررنگ‌تر. در دل این بارش، زمزمه‌ها بلندتر شد؛ نام‌هایی که از دل تاریخ گذشته و هنوز گرمی‌شان را حفظ کرده‌اند.

مردی که کنار خیابان ایستاده بود، با نگاهی عمیق به جمعیت گفت: «وقتی این حضور را می‌بینی، حس می‌کنی ایران فقط یک نام نیست؛ جانی است که در دل مردم می‌تپد.»

هر رهگذر، حتی اگر برای کاری دیگر از خانه بیرون آمده بود، بی‌اختیار گام‌هایش را آهسته می‌کرد تا لحظه‌ای بایستد و این رود زنده را تماشا کند.

صدای باران، آوای هم‌خوانی مردم، بوی خاک نم‌خورده، نگاه‌های روشن، و پرچم‌هایی که در باد خیس تکان می‌خوردند، همه کنار هم تصویری ساخته بودند که زبان کلمات برای ثبت آن قاصر بود.

در پایان مسیر، خیابان از طنین صدای مردم آکنده بود؛ صدایی که از دل برمی‌آمد و خستگی نمی‌شناخت.

هر کس به این جمع می‌نگریست، دریایی را در حال حرکت می‌دید؛ دریایی که ساحلش همین مردمی هستند که سال‌هاست در کنار هم ایستاده‌اند و به گفته یکی از شرکت‌کنندگان: «ما مردمان این سرزمین هستیم؛ از تنگه هرمز تا ایلام، یک صدا ایستاده‌ایم.»

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

چترِ همدلی زیر باران؛ اینجا قطره‌ها دریا شدند​

​

برچسب ها:

ایلامتجاوزجان فداحضور مردمیمیدان 22 بهمنپرشور

اخبار مرتبط

ساماندهی ۲۴ مرکز خرید گندم در ایلام
فرماندار: درهای مسافری مرز مهران و زرباطیه عراق افزایش می‌یابد
هشدار منابع طبیعی؛ تخریب مراتع ایلام نگران کننده است
۲۰۵ میلیارد ریال قاچاق کالا در مرز مهران کشف شد
بهسازی مقطع حادثه‌خیز جاده مهران – دهلران پایان یافت
فصل چهارم کاوش مهد کشاورزی جهان در ایلام آغاز شد
۹۰ ایستگاه صلواتی در تجمع‌های شبانه به مردم ایلام خدمات می‌دهند
استاندار ایلام: نگاه جزیره‌ای دستگاه‌ها مانع خدمت‌رسانی به مردم است

بدون نظر! اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار ایران

ساماندهی ۲۴ مرکز خرید گندم در ایلام
فرماندار: درهای مسافری مرز مهران و زرباطیه عراق افزایش می‌یابد
هشدار منابع طبیعی؛ تخریب مراتع ایلام نگران کننده است
۲۰۵ میلیارد ریال قاچاق کالا در مرز مهران کشف شد
بهسازی مقطع حادثه‌خیز جاده مهران – دهلران پایان یافت
فصل چهارم کاوش مهد کشاورزی جهان در ایلام آغاز شد
۹۰ ایستگاه صلواتی در تجمع‌های شبانه به مردم ایلام خدمات می‌دهند
استاندار ایلام: نگاه جزیره‌ای دستگاه‌ها مانع خدمت‌رسانی به مردم است
معاون استاندار: ایلام مقصدی مقرون‌به‌صرفه و جذاب برای گردشگران عراقی است
آب پایدار به روستاهای سیل‌زده ماژین و دهلران بازگشت
جلوگیری از قطعی گسترده آب در ایلام؛ شکستگی خط انتقال چشمه‌های گل‌گل برطرف...
نماینده خبرگان: حضور آگاهانه مردم، دشمن آمریکایی و صهیونیستی را تحقیر کرد

خبر ورزشی

چیزی یافت نشد!

به نظر می رسد هیچ چیز در اینجا یافت نشد!

انعکاس ایلام

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

خبر فوری

۲۰۵ میلیارد ریال قاچاق کالا در مرز مهران کشف شد

بهسازی مقطع حادثه‌خیز جاده مهران – دهلران پایان یافت

دسترسی سریع

  • اینستاگرام
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ۴۰۴
  • به زودی​

مجوز ها

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری انعکاس ایلام است. بازنشر مطالب صرفا با اجازه کتبی مجاز است.
تهیه و تولید: دی تمز
  • صفحه نخست
    • صفحه یک
    • صفحه دو
    • صفحه سه
  • جهان
  • ورزشی
    • ویژگی ها
      • آرشیو
        • آرشیو یک
        • آرشیو دو
        • آرشیو سه
        • آرشیو چهار
      • طرح بندی پست
        • طرح یک
        • طرج دو
        • طرح سه
        • طرح چهار
        • طرح پنج
        • طرح شش
        • طرح هفت
        • طرح هشت
        • طرح نه
        • طرح ده
        • طرح یازده
        • طرح دوازده
        • طرح سیزده
        • طرح چهارده
        • طرح پانزده
        • طرح شانزده
      • سایدبار
        • سایدبار چپ
        • سایدبار راست
        • بدون سایدبار
        • بدون سایدبار وسط چین
      • خبر ویدئویی
      • خبر گالری
      • کامنت
  • چند رسانه ای
    • فیلم
    • عکس