انعکاس ایلام
  • اینستاگرام
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ۴۰۴
  • به زودی​
انعکاس ایلام
  • اینستاگرام
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ۴۰۴
  • به زودی​

پروازِ هم‌گامِ دو رفیق؛ رَج آخرِ دارِ عاشقی در خاکِ آبدانان

انعکاس ایلام: جنگ برای خانواده «چابک» هرگز تمام نشده بود؛ پدری که جوانی‌اش را در سنگرسازی دفاع مقدس گذراند و داغ برادر شهیدش را ۴۲ سال در سینه داشت، سرانجام در کنار همسر وفادارش زیر آوارِ کینه دشمن به آسمان پر کشید تا ثابت کنند خط مقدم شهادت، گاهی درست در قلب خانه است.
خرداد ۲۲, ۱۴۰۵
58 بازدیدها
چاپ
0 دیدگاه ها

جنگ چهل‌روزه، قصه‌های ناگفته بسیاری در دل خود پنهان دارد، اما گاهی قصه آدم‌ها شبیه به یک شعر بلند است، شعری که با رنج و دستان پینه‌بسته آغاز می‌شود، با عشق در تاروپود زندگی اوج می‌گیرد و در یک غروب سرد، با پروازی هم‌زمان به پایان می‌رسد.

عقربه‌های زمان وقتی روی ساعت ۱۸:۲۶ عصر پانزدهم اسفند ۱۴۰۴ متوقف شدند، صدای مهیب انفجار، تنها یک خانه آجری را در خیابان شهید باقرصدر آبدانان ویران نکرد که کوه امید و تکیه‌گاه یک خانواده را آوار کرد.

غبارها که فرونشست، دیگر نه خبری از دستان پینه‌بسته «سعدالله» بود که سال‌ها دلِ کوه‌ها را برای ساختن جاده‌ها و پل‌ها می‌شکافت و نه اثری از مهربانیِ «همشگل» که تاروپودِ قالی‌های خانه‌اش را با عشق می‌بافت.

این عاشقانه‌ای است از یک زندگی ساده اما باشکوه، قصه زوجی که سال‌ها دوشادوش هم برای ساختن آشیانه‌ای امن تلاش کردند.

مادر با دلی آگاه، پیش‌تر زمزمه کرده بود: «اگر قرار است بمیریم، بگذار با هم باشیم.» دعایی که در آن غروب تلخ، میان دود و آتش مستجاب شد تا پدر پس از سال‌ها چشم‌انتظاری، در آسمان به آغوش برادر شهیدش شتافته و یادشان برای همیشه در حافظه این شهر استوار بماند.

کوچه‌ها و خیابان‌های آبدانان هنوز بوی باروت و اندوه می‌دهند، در میان ویرانه‌های به‌جامانده از یورش جنگنده‌های دشمن، خانه‌ای چسبیده به ستاد فرماندهی انتظامی در خیابان شهید باقرصدر بود که اکنون تنها تلی از خاک از آن باقی مانده است.

این خانه، آشیانه امن خانواده‌ای بود که سال‌ها با رنج و تلاش، فرزندانی شایسته پروراندند و سرانجام در غروب خونین ۱۵ اسفند ۱۴۰۴، پاداش یک عمر ایستادگی خود را با شهادت گرفتند.

آنچه در ادامه می‌خوانید، روایتی از زبان «مرتضی چابک»، فرزند این دو شهید گران‌قدر است که با گلویی پر از بغض و چشمانی بارانی، قصه هم‌عهدی پدر و مادرش را تا پای جان بازگو می‌کند:

مردی از تبار سنگر و سازندگی

پدرم،«سعدالله چابک» زاده چهاردهم مرداد ۱۳۳۱ در روستای «خربزان» از توابع دهلران بود و مادرم، زنده‌یاد «همشگل غلامی» در سال ۱۳۴۱ در روستای «گُل‌گُل» آبدانان چشم به جهان گشود.

پدرم راننده بیل مکانیکی بود، شغلی که هم در سال‌های دفاع مقدس در ساخت راه و جاده و هم پس از آن، با آن به این آب‌وخاک خدمت کرد.

مرتضی با افتخار از روزهای سخت کاری پدر یاد می‌کند: پدرم در هشت سال جنگ تحمیلی با همین بیل مکانیکی در کوه‌ها ئ دره‌ها در کار جاده‌سازی و عمران بود، پس از پایان جنگ نیز، حدود ۱۰ تا ۱۲ سال در مناطق جنگی مانند چذابه، چنگوله، فکه، مهران و دهلران به کار جست‌وجوی پیکر پاک شهیدان( تفحص) مشغول بود.

او در طرح‌های عمرانی استان مانند تونل آبدانان، جاده خرم‌آباد، پل زال و سراب آبدانان کار کرد و منشأ خدمات ارزشمندی برای آبادانی دیار خودش در کنار بزرگان عمران شهر و مناطق محروم این دیار شد.

مادرم نیز زنی دلسوز، مهربان و خانه‌دار بود که ۱۵ تا ۱۶ سال با قالی‌بافی به اقتصاد خانواده کمک می‌کرد.

او با این‌که سواد خواندن و نوشتن چندانی نداشت اما همراه همیشگی پدرم بود و محیطی امن و آرام برای ما فراهم می‌کرد.

خانواده چابک هفت فرزند داشتند؛ سه پسر و چهار دختر که یکی از دختران در سال ۱۳۸۹ به رحمت خدا رفت.

مصطفی، پسر بزرگ خانواده، راه پدر را پیش گرفت و راننده بیل مکانیکی شد.

مرتضی در تهران جوشکاری و سقف‌کاری می‌کند و مهدی نیز با دیپلم رایانه، در کنار مرتضی در تهران مشغول به کار است.

خداحافظی‌های عجیب در روز تشییع

روز واقعه، روزی عجیب و پر از نشانه‌ها بود.

در گیرودار جنگ چهل‌روزه در کردستان و آبدانان، یکی از بستگان آن‌ها به نام شهید «ابوالفضل نصراللهی» به شهادت رسیده بود.

مرتضی درباره آن روز می‌گوید: پدر و مادرم برای آیین تشییع این شهید به شهرک هزارانی (روستای خودمان) رفته بودند.

به گفته مردم و بستگان، پدرم در آن روز به شکل عجیبی با همه خداحافظی می‌کرد؛ گویی می‌دانست که زمان رفتن فرا رسیده است.

زن‌عمویم نقل می‌کند که مادرم بالای مزار آن شهید عزیز ایستاده بود و می‌گفت: «خوش به سعادتت که چنین جایگاهی یافتی و به شهادت رسیدی.»

در زمان خاک‌سپاری، پدر و مادر با اقوام و آشنایان وداع می‌کنند.

با توجه به شرایط جنگی و بمباران برخی از نقاط آبدانان در روزهای گذشته، تصمیم بر این بود که آن‌ها در خانه عمو در شهرک هزارانی بمانند تا از خطر در امان باشند؛ اما تقدیر، مسیر دیگری را رقم زده بود.

پروازِ هم‌گامِ دو رفیق

مرتضی نفس عمیقی می‌کشد و ادامه می‌دهد: پدرم دوست داشت در خانه خودش باشد.

می‌خواستند بروند شناسنامه‌هایشان را بردارند و برگردند.

مادرم گفته بود:« اگر قرار است اتفاقی بیفتد و بمیریم، بگذار با هم باشیم.»

آن‌ها به آبدانان برمی‌گردند؛ تنها ۵ یا ۶ دقیقه از ورودشان به خانه گذشته بود… درست در ساعت ۱۸:۲۶ عصر روز ۱۵ اسفند ۱۴۰۴، جنگنده‌های آمریکایی و صهیونیستی به مقر انتظامی شهرستان آبدانان یورش بردند.

خانه ما که دیواربه‌دیوار این مقر بود، به‌کلی ویران شد و پدر و مادرم در همان لحظه به شهادت رسیدند.

در زمان یورش، برادر کوچک‌تر، مهدی، در کوچه نزدیک خانه حضور داشت که بر اثر موج انفجار و برخورد ترکش، دستش شکست و دچار موج‌گرفتگی شد و او اکنون برای درمان در تهران به سر می‌برد.

آواری که روی شانه‌هایم نشست

خبر آوار شدن خانه، در تهران به گوش مرتضی می‌رسد.

او آن لحظه‌های دلهره‌آور را این‌گونه بازگو می‌کند: ساعت ۱۸:۲۸بود که خواهرم با صدای بغض‌آلود تماس گرفت.

من در شوک بودم، با مصطفی بی‌درنگ به سوی آبدانان حرکت کردیم، در مسیر، ارتباطات تلفنی دچار اختلال بود.

مدام تماس می‌گرفتم و بستگان برای دلداری می‌گفتند که حالشان خوب است و اتفاقی نیفتاده، اما تمام وجودم گواهی می‌داد که کوه پشتم فرو ریخته است.

مرتضی از رسیدن به آبدانان می‌گوید: نمی‌دانم فاصله تهران تا آبدانان چگونه گذشت، وقتی رسیدم و خانه را با آن وضعیت دیدم، تمام دنیا روی سرم خراب شد.

ما پدر و مادرمان را از دست نداده بودیم، ما دو رفیق را از دست دادیم.

آن‌ها برای بزرگ کردن ما عرق ریختند و زجر کشیدند و این را از ته دلم می‌گویم که شهادت، کمترین پاداشی بود که شایسته این دو انسان بزرگ بود.

دیدار برادران در آسمان

این شهادت، سعدالله را پس از سال‌ها دوری، به برادرش پیوند داد،  او برادر شهید «عبدالحسین چابک» بود.

عبدالحسین که در سال ۱۳۴۸ در روستای هزارانی چشم به جهان گشوده بود، در دوران انقلاب فعالیتی چشمگیر داشت و با آغاز جنگ تحمیلی، حضور در جبهه‌ها را بر درس خواندن ترجیح داد.

او اواخر خردادماه ۱۳۶۲ عازم نبرد شد و در نخستین روز از اسفندماه همان سال، در جریان عملیات والفجر ۵ در جبهه چنگوله، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاکش در گلزار شهدای آبدانان، در جوار امامزاده سید صلاح‌الدین (ع) آرام گرفت و حالا سعدالله نیز به برادر شهیدش پیوسته بود.

روی دوش مردم

آیین تشییع و خاکسپاری این زوج شهید، با حضور گسترده و پرشور مردم قدرشناس منطقه برگزار شد.

مرتضی با صدایی که آمیخته با غرور و اندوه است، می‌گوید: پدرم مرد بزرگی بود،  در آیین تشییع، جمعیت چنان بود که جای سوزن انداختن نبود.

آن‌ها روی دوش مردم با احترام و تکریم فراوان به خاک سپرده شدند و این تنها یادگار شیرینی است که از آن روزهای تلخ در ذهن من مانده است، این‌که مردم قدردان رنج‌ها و خوبی‌های آن‌ها بودند.

تصاویری که در ذهن مردم آبدانان ثبت شد، بدرقه باشکوه دو رفیق بود که عمری را برای آبادی و سربلندی این آب و خاک کوشیدند و سرانجام، پاداشی جز شهادت دریافت نکردند.

پروازی که آغاز یک حماسه شد

حالا از آن خانه باصفا در خیابان شهید باقرصدر، تنها تلی از خاک و سنگ بر جای مانده است؛ اما در میان این ویرانی‌ها، آنچه هرگز زیر آوار نرفت، شکوه زندگی مشترک سعدالله و همشگل بود.

عشقی که با دعای مادر گره خورد تا سرانجام در یک غروب زمستانی، حتی مرگ هم نتواند میانشان فاصله‌ای بیندازد.

فرزندان این خانواده، اگرچه امروز سنگینی کوهی از اندوه را بر شانه‌های خود حس می‌کنند، اما میراث‌دار نجابت، غیرت و دستان پینه‌بسته‌ای هستند که رَج‌به‌رَج، تاروپود زندگی‌شان را با شرافت و روزی حلال بافتند.

سعدالله که روزگاری با بیل مکانیکی‌اش دل کوه‌ها را می‌شکافت و در خاک‌های تفتیده جبهه‌ها به دنبال پیکر شهدای گمنام می‌گشت، حالا پس از سال‌ها چشم‌انتظاری، در کنار همسر وفادارش به آسمان پر کشید تا در بزم فرشتگان، برادر شهیدش «عبدالحسین» را در آغوش بگیرد.

قصه آن خانه آجری در آبدانان، شاید در ساعت ۱۸:۲۶ عصر پانزدهم اسفندماه در میان دود و آتش متوقف شد، اما روایت هم‌عهدی، ایستادگی و مظلومیت این خانواده، تا همیشه در حافظه کوه‌های سربه‌فلک‌کشیده زاگرس و تاریخ این سرزمین زنده خواهد ماند.

روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

برچسب ها:

آبدانانآمریکایی صهیونیستیایلامجنگجنگ تحمیلیسعدالله چابکشهادتهمشگل غلامی

اخبار مرتبط

معاون وزیر کشور: مرز مهران برای خدمات‌رسانی در اربعین آمادگی کامل دارد+ فیلم
موج گرما ساعت کار ادارات ایلام را برای دومین روز کاهش داد
آبرسانی به پایانه مرزی چیلات دهلران پایان یافت
ایلام میزبان یک هزار و ۶۰۰ زائر محله‌های کم‌برخوردار شد
وقتی قلب هر عراقی، موطن امام شهید می‌شود
۲۵۰ هزار پرونده قضایی در ایلام رایانه‌سازی شد
مهران باید به کانون راهبردی اقتصاد ایران و عراق تبدیل شود
توسعه بیمه امنیت سرمایه‌گذاری در منطقه آزاد مهران را افزایش می‌دهد

بدون نظر! اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار ایران

معاون وزیر کشور: مرز مهران برای خدمات‌رسانی در اربعین آمادگی کامل دارد+ فیلم
موج گرما ساعت کار ادارات ایلام را برای دومین روز کاهش داد
آبرسانی به پایانه مرزی چیلات دهلران پایان یافت
ایلام میزبان یک هزار و ۶۰۰ زائر محله‌های کم‌برخوردار شد
وقتی قلب هر عراقی، موطن امام شهید می‌شود
۲۵۰ هزار پرونده قضایی در ایلام رایانه‌سازی شد
مهران باید به کانون راهبردی اقتصاد ایران و عراق تبدیل شود
توسعه بیمه امنیت سرمایه‌گذاری در منطقه آزاد مهران را افزایش می‌دهد
نظام ارجاع پزشکی از هدررفت منابع درمانی در ایلام جلوگیری می‌کند
پرونده مرگ مادران باردار ایلامی بدون اغماض بررسی می‌شود
ارزیابی بناهای آسیب‌دیده از جنگ‌ در ایلام پایان یافت
استاندار ایلام: طرح پزشک خانواده مسیر عدالت درمانی را هموار می‌کند

خبر ورزشی

چیزی یافت نشد!

به نظر می رسد هیچ چیز در اینجا یافت نشد!

انعکاس ایلام

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

خبر فوری

ایلام میزبان یک هزار و ۶۰۰ زائر محله‌های کم‌برخوردار شد

وقتی قلب هر عراقی، موطن امام شهید می‌شود

دسترسی سریع

  • اینستاگرام
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ۴۰۴
  • به زودی​

مجوز ها

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری انعکاس ایلام است. بازنشر مطالب صرفا با اجازه کتبی مجاز است.
تهیه و تولید: دی تمز
  • صفحه نخست
    • صفحه یک
    • صفحه دو
    • صفحه سه
  • جهان
  • ورزشی
    • ویژگی ها
      • آرشیو
        • آرشیو یک
        • آرشیو دو
        • آرشیو سه
        • آرشیو چهار
      • طرح بندی پست
        • طرح یک
        • طرج دو
        • طرح سه
        • طرح چهار
        • طرح پنج
        • طرح شش
        • طرح هفت
        • طرح هشت
        • طرح نه
        • طرح ده
        • طرح یازده
        • طرح دوازده
        • طرح سیزده
        • طرح چهارده
        • طرح پانزده
        • طرح شانزده
      • سایدبار
        • سایدبار چپ
        • سایدبار راست
        • بدون سایدبار
        • بدون سایدبار وسط چین
      • خبر ویدئویی
      • خبر گالری
      • کامنت
  • چند رسانه ای
    • فیلم
    • عکس